غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
615
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
خبر يافت و بيشائبه توقف از عقب برادر عالى كهر در حركت آمده خود را بوى رسانيد و شاهزادگان همعنان يكديگر طى مسافت نموده بغرور هرچه تمامتر عزم رزم براق جزم كردند و او نيز بقدم مقابله و مقاتله پيش آمده چون هردو لشگر در برابر هم صف قتال بياراستند براق تمامى اتباع خود را در قول مجتمع ساخت و بيكبار بر سپاه ماورا النهر تاخت و امواج درياى پيكار در تلاطم آمده كشتى حيات جمعى كثير از مردان كارى غريق گرداب فنا گشت و خون چون رود جيحون در فضاى دشت و هامون روانشده غريو كوس و كور كه از سپهر نيلگون درگذشت بيت تن از اسب و سر از تن سرنگون شد * زمين دريا فلك صحراى خون شد ميرزا الغ بيك كوركان كه بوجود جنود نامحدود مغرور بود بر طبق كلمه ( و يوم حنين اذا عجبتكم كثرتكم ) بسپاه اندك مخالف التفات بسيار نفرمود اما آن جماعترا بمقتضاى آيهء ( كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً ) صورت نصرت روى نمود و لشگر ماوراء النهر بدست اضطرار عنان بوادى فرار تافته حيرت و ضجرت بر ميرزا الغ بيك و ميرزا محمد جوكى غالب شد و ميخواستند كه بنفس نفيس قدم در آن معركهء مهلك نهند اما بعضى از امرا مانع آمده ايشان را بحيله كه توانستند از آن درياى ذخار بساحل نجات رسانيدند و شاهزادگان بسمرقند شتافتند و براقيان در اطراف و جوانب تركستان و حدود ماوراء النهر خرابى بسيار كردند بيت چنين است رسم سراى درشت * گهى پشت زين و گهى زين به پشت ذكر كارد خوردن ميرزا شاهرخ بهادر در مسجد جامع هراة از دست احمد لر حضرت خاقان عادل پيوسته در اداء واجبات و نوامل اهتمام تمام مينمود و همواره اوقات خجسته ساعات را صرف اصناف طاعات و عبادات ميفرمود و اكثر جمعات به مسجد جامع تشريف حضور ارزانى ميداشت و روى نياز بر زمين اخلاص سوده لواء مناجات و عرض حاجات مىافراشت و در روز جمعه بيست و سيم ربيع الاخر سنهء ثلثين و ثمانمائه در وقتى كه به مسجد جامع درون بلدهء فاخرهء هرات نماز گذارده بعزم سوارى از مصلى برخواست و روانشد كپنكپوشى احمدلرنام كه مريد مولانا فضل اللّه استرآبادى بود به صورت داد خواهان كاغذى در دست بر سر راه آمد حضرت خاقانى يكى از نزديكان را گفت كه سخن اين شخص را معلوم نماى و احمد لر فرصت يافت و بىانديشه پيش دويده كاردى بر شكم آن حضرت رسانيد اما چون حمايت قادر بيچون حامى ذات فايض البركات آن پادشاه فرخنده صفات بود كارد كارگر نيفتاد و نكات زخم باحشا و امعا سرايت نكرد و على سلطان قوچين رخصت قتل آن لعين حاصل نموده در ساعت او را بكشت و امير عليكه و امير فيروز شاه در